حاشا مکن ...

حاشا مکن دردانه ی من

خودم ، آن روز

پنهانی ،

آهسته و آرااام

امتداد نگاهت را دنبال کردم

و دیدم که چه مهربانانه به من رسید

...

در سرزمین عشق تو

هردم نفس کشیدن

یعنی تو را در جان و دل پس انداز کردن

....

انکار نمیکنم

در سایه سار لطف تو

که بر سر من است

ارام و بی دغدغه ، آسوده ام

......

تو رویشی

تو طراوتی

تو آسایشی

تو آرامشی

تو امنیتی

زنهار دمی بی تو بودن


/ 0 نظر / 41 بازدید