روزهایم با تو می گذرد ،...

ای همسفرباد به دوردست های غریب..

دوری از من ..

دورتر از آنچه میتوانستم روزی گمان برم

و یا نزدیک ...

آن قدر که دیگر نمی بینمت ،

شاید درمن فرو رفته ای و یکی شده ای

نمی دانم...!

میجویمت ؛ می خواهمت ؛ می طلبمت

دلم تنگ توست ...

 

بعید نیست یکی از همین روزها

پشت این پرچین ، ته آن کوچه ،کنار اولین پیچ

... همین حوالی ...بیابمت

نمی داتم !

 

فقط میدانم جایت برسرانگشت نیازم خالی ست

 دستهایم به جستجوی تو

در هر کلبه را ..کومه را ...نه ! .. هر خرابه را میکوبد

و عجیب نیست که خالی برمی گردد ..

 

 

هوای دلم که ابری میشود

تنها یک معنی دارد :

تو نیستی و من بهانه گیر شده ام ..

 

نمی گویم باش ؛ بمان ؛ یا... بیا برگرد ..

تنها تمنایم این ست :

قفس تنگ سینه ام را گشایشی ده

به وسعت تمام دل تنگی هایم  برای تو

....

 

/ 15 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

سلام عزیزم خیلی متشکرم از حضورت. سرآغاز پاییز به کامت...[گل]شاد باشی[گل]

فریبا

ادرس وبم رو هم یادم رفت.ببخشید[خجالت]

نفیسه

سلام خیلی زیبا بود حق یار[گل]

هیوا

با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه، دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه

نوشته هائي كه پيشكش كسي نميشود

بزرگی میگوید که : حق تعالی که لامکان است و بی‌زمان، به قدر فهم ما کوچک می‌شود و به اندازه نیازمان فرود می‌آید. به کوچکی آرزوهای بزرگ ما گسترده می‌شود و به وزن ایمانمان کارگشا می‌گردد. امّید می‌شود نا امّیدان را و راهنمایی می‌نماید گُمگشتگان را. و ...... عشق می‌شود محتاجان را، و همه چیز می‌شود همه کس را ...

مجید

سلام دوست من . مطالب وبت قشنگ بودند.دست گلت درد نکند.

دخترباران

به به... قلم زیبایی دارین...[مغرور]